
سلام
من محمد پورعبداله فرشبافی هستم...
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
حرف ها
قصه ها
عکس ها
خبر ها
مصاحبت
خاطرات تاکسی
لینک ها
قهوه و سیگار
شب شکن
رستاخیز خیال
فصل گستاخی
لحظه ای مانند اکنون
جودی آبوت به وقت امروز
کاروانسرای خویش خراش ما
شاید بهتر است بمیریم
شكوفه ها را نچينيد
سرخاب داغی
سینما یاپراک
غربت واژه
سایا تئاتر
جی بیس
پسر آرتا
فیلمانیا
عینالی
حفره
کژمیر
یارپیز
ایپک
رهگذر
آناهید
دیالوگ
تا انتها
پرسپکتیو
مداد رنگی
روز دلتنگی
www2006
جهان وطنی
هم کیش من
نگاه بی حجاب
جايی ميان راه
گپی دوستانه
جای خالی من
سینما پارادیزو
از راهی دور
بانوی روزهای دلتنگی
گروه فرهنگی و هنری ققنوس
نالالایی
گروه تئاتر کتل تبریز
ذهن زیبا
** فرج برنا **
صدای بلند
راهه های باریک عمر
کوزت دختری در مزرعه
آفتاب (علیرضا دروچی)
mohsen
حصار سکوت(یاسمین)
وثوق تی وی
wwwrelax
محمد امین چیت گران
نقاشی
niloofar
مجموعه داستان كوتاه
setare panj par
کوچه تنهایی
انجمن داستانی چوک
صفر مرزی (حسین شایقی)
تدوینگر
تبریز ومن
محمد علی خبیر
سینما و دل نوشته ها ی من
google4iran
من ... اینجا می نویسم ....
چله
كارتونت
الو ...ببخشید:سینما
برای میهن
چهره پرداز
خط خطی های یک خبرنگار
دفتر مقام معظم رهبری
خانم ثابتی
فید وبلاگهای ترک زبان
آوای آزاد
سینمای ما
جشنواره رویش
هفته نامه ی حیدربابا
پایگاه خبری فیلم کوتاه
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
یک توهم تاریخی
الف : چند وقت پیش برای تماشای یکی از نمایش های اجرا شده در بیست و چندمین مسابقات فرهنگی هنری دانش أموزان استان به تالار معلم رفتیم.
یک تئاتر دانش آموزی با همه مولفه ها و ویژگیهایش اجرا شد.
داستان نمایشنامه از این قراربود که چند کودک پاک و بی آلایش اقدام به کاشت یک نهال میکنند و غول / دشمن بی شاخ ودمی مانع از این کار انسانی - الهی میگردد و ابر و باد ومه و خورشید و ... هم اصطلاحا طرف غول را می گیرند.باور کنید المانها همینها بودند : مثلا باد شاخه های نهال را میشکست و آتش او را به سوزاندنی عظیم تهدید میکرد.
در این میان شخصیت دشمن به هیچ وجه برای ما تعریف نشده بود و اصلا نمی دانستیم این ابرقدرت زورگو چرا باید با کاشتن نهال مخالفت کند. ....
ب: چند وقت پیش تر که به خدمت مقدس سربازی در سپاه مشغول بودم در تخته سفیدیکه بر نمازخانه اداره نصب بود هر روز یک جمله کوتاه معنا دار از بزرگان دین و فرهنگ و ادبیات و... مینوشتم تا در اوج نظامیگیری کاری فرهنگی کرده باشم.
یک روز جمله ای که فکر میکنم مال ژرژ هربرت بود را نوشتم ویکی از پاسداران فوری بلند شد و آنرا پاک کرد و گفت مگر ائمه مرخصی هستند که حرف این اجنبی ها را در مکان مقدسی مثل نمازخانه مینویسید.
اصلا از کجا معلوم که این آدم صهیونیست نباشد.اصلا شاید دشمن قسم خورده ما باشد...
ج : چندی پیش در مراسم اختتامیه نخستین سوگواره موسیقی محرم مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنانش را این چنین آِغاز کرد:
زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو.
د : به این اصطلاحات که در ادبیات سیاسی - علمی - فرهنگی و تبلیغی ما بیشمار هستند توجه کنید :
انفجار نور
سردار سازندگی
جهاد کشاورزی
جبهه های صنعتی
تهاجم و شبیخون فرهنگی
دفاع از ارزشها
سلاح ایمان
شمشیر عدالت
خطوط مقدم مطبوعاتی
جنگ رسانه ای
ه : دو هفته پیش در تهران دیوار نوشته ای را دیدم که عکسش را هم دارم:
بهشت زیر سایه شمشیر هاست.
86/03/20-16:38 | | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته


