تبليغاتX
.................آرتاوریژ...............
 
.................آرتاوریژ...............

یادداشت های محمد پورعبداله فرشبافی
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
حرفها

یه سری حرف دارم که وقتی ریختن توی مغزم

ریختمشون تو موبایلم

الان هم دارم میریزمشون تو وبلاگ

بعضی داستانک هستند

بعضی ها هم یکی از بچه ها میگه بهشون هایکو میگن

نمیدونم...



ادامه مطلب


86/01/29-17:55 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته
داستان کوتاه بوسه

بوسه  های روزانه ...

 



ادامه مطلب


86/01/19-19:7 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه قصه ها |لینک به نوشته
عکس هایی

تو این پست میخوام یه تعداد از عکسهایی که توی سال گذشته با موبایلم گرفتم بهتون تقدیم کنم.



ادامه مطلب


86/01/13-23:45 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه عکس ها |لینک به نوشته
هی روزگار ...

روزگار غریبی است ،هم روزگار

بوی خدای قطعه قطعه شده چندش آورتر از همیشه تاریخ است.

صدای زنگوله ها دیوانه ات میکنند...

از نام خدا زنگوله ساخته اند

جیرینگ

جیرینگ ...

آدمهای کاغذی را پاره میکنند

خونی نمانده تا سنگفرش خیابانها رنگین شود.

 

تو

محکومی به ماندن...

بمان و خفه شو

من اما... .



86/01/04-22:55 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه  |لینک به نوشته