تبليغاتX
.................آرتاوریژ...............
 
.................آرتاوریژ...............

یادداشت های محمد پورعبداله فرشبافی
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
داستان برج تیر

برج تیر

داستان



ادامه مطلب


85/11/14-1:16 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه قصه ها |لینک به نوشته
در

درهای بسته فرهنگی ترین شاخه

 یک

 مجموعه شبه نظامی



85/11/11-23:11 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه عکس ها |لینک به نوشته
یه شعر از حسین پناهی

 

فاتحه یک پیشنهاد است



ادامه مطلب


85/11/09-23:40 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه  |لینک به نوشته
بزرگترین اتفاق سینمایی کشور

خبر هایی از ....

 

 



ادامه مطلب


85/11/07-22:19 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته
ميلان كوندرا

 

ميلان كوندرا؛ آزمون و خطاي شكل های شخصيت پردازي در رمان‌
 منبع : گاردین ، ترجمه : کوروش ضیابری

 

گفتار حاضر، يادداشتي كاملا شخصي بر آثار ميلان كوندرا است. نگاه يك طراح گرافيك و نويسنده‌ ي پيش پا افتاده. هرچند در اين گفتار، قصد من بر آن نيست كه كتابهاي كوندرا را به صورت خاص مورد تحليل و نقد قرار بدهم بلكه به صورت عام و كلي، تصميم بر آن است تا روند حركتي ميلان كوندرا در عرصه ي ادبيات و نكات برجسته‌ ي كار داستان نويسي وي را تحليل كنم كه به صورت عمده، به دو دسته ي “فقدان هويت” و “مشكل در ترجمه” از ديدگاه من، خلاصه مي شوند كه البته ضعف و ناتواني برخي مترجمان در برگردان آثار ميلان كوندرا كه متوجه خود من نيز مي شود را در اين گفتار، بررسي مي كنم هرچند كه به تازگي، چند نقد تخصصي شامل يك كتاب و چند مجموعه مقاله راجع به ديدگاه جامعه شناسانه ي ميلان كوندرا از منظر فلسفي منتشر شده است.



ادامه مطلب


85/11/06-16:58 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته
آموزش آشپزی

حلیم 

 



ادامه مطلب


85/11/04-1:9 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته
خبر سریال میراث

http://www.hayat.ir/?lang=fa&page=showbody_news&row_id=31694    خبرگزاری حیات

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=178626&t=fp              روزنامه جام جم

 



85/11/03-0:14 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه  |لینک به نوشته
خدا کنه برف بیاد.خدا کنه برف نیاد.

حتما اون قصه قدیمی دو تا برادر که یکیشون کوزه گر بود و اون یکی کشاورز رو شنیدین که یکی از خدا بارون میخواست که برداشت محصولش خوب باشه و اون یکی میخواست بارون نباره تا کوزه هاش زودتر خشک بشن.....

 حکایت فیلمسازی ما هم همینه. چند وقت پیش که یه سریال کار میکردیم از خدا می خواستیم برف نیاد.خانم امینی رو که دیروز دیدم می گفت تو برداشت نماهای بیرونی فیلمیکه اخیرا کار میکردند وضعیت هوا همیشه بر خلاف انتظارمون  بود.

الان هم فیلمنامه سید وحید حسینی نامی مراحل اخذ مجوز!!!! رو طی میکنه که  برای صحنه نیاز به برف داره و من بعنوان مدیر تولید آرزو میکنم صحنه پر برفی داشته باشیم.

البته نذر کردم موقع تصویر برداری برف نیاد که هم کار مختل میشه و هم اسکان و حمل ونقل و ایاب و ذهاب عوامل سخت میشه. 

اگه یه وانت داشتم میدادم پشتش با خط شکسته نستعلیق بنویسن "الهی به امید تو"

 

 

 



85/11/02-19:14 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته